|
@@@دنیای من @@@ |
|
آنچه از عمق وجودم جاریست |
.
تقدیم با مامان گلم که خیلی دوسش دارم ![]()

+ نوشته شده در ساعت توسط یارا |
من گریه نخواهم کرد من اشک نخواهم ریخت من خسته نخواهم شد افسرده نخواهم شد فریاد زنم ، فریاد من عشق نمی خواهم معشوق نمی خواهم می خندم و می رقصم فریاد زنم فریاد این گونه خزانم را درعشق نهان کردم من درد جدا بودن بر گور عیان کردم افسوس نخواهم خورد افسانه نمی بافم برشانه هر بادی کاشانه نمی سازم من زشت نمی گویم بر چهره معشوقم او خوب وفادار است من خسته و رنجورم امروز چنان دیروز افسوس نخواهم خورد من یاد گرفتم عشق بیگانه نمی داند لیکن به دل شادم سر مشق کنم امروز دنیای خودم شاد است من دوست نمی خواهم
+ نوشته شده در ساعت توسط یارا |
من امشب باز امشب گرمی دستاتو کم دارم من از عاشق شدن با دلهره با ترس بیزارم دلم می گیره وقتی تو می گی لایق نبودم من می گی دنیای من تنها شده تنها سفر کن همیشه فاصله تلخه ولی امید باقی هست نگو اسون خداحافظ تحمل کن یه راهی هست یه راهی که تو اون شاید پناه تازه ای باشه فقط باور کن امشب می شه بی خورشید فردا شه! من امشب باز امشب با تو از عاشق شدن می گم من از اغاز تا پایان جنگ تن به تن می گم تو هم فردا به احساس غم دلتنگی عادت کن اگه سخته نمی تونی بگو راحت شکایت کن همیشه فاصله... فقط باور کن... 

+ نوشته شده در ساعت توسط یارا |
نیمه ی گمشده ی من ، چه کسی می تونه باشه مثل روح تشنه ی من ، همیشه دیوونه باشه کسی که هر کلامش ، طلوعی تازه باشه غم و تنهایی ما ، به یک اندازه باشه اون کسی که خواستن او ، با همه فرق داشته باشه هر چی که از او بخونم ، شعر بی غمی نباشه کسی که برای خوندن ، نشسته تو سینه ی من نفس هاش هوای عشقه ، سکوتش صدای عشقه اون که از نهایت عشق ، من و با اسمم بخونه من و جزئی از وجودش ، یا خود خودش بدونه اون که گم شده از آواز ، تا که من تنها بمونم جاده ی جستجوهامو ، تا قیامت بکشونم کسی که همیشه عاشق ، مثل من دیوونه باشه تو دنیا اگه نباشه ، تو آینه می تونه باشه کسی که هر کلامش ، طلوعی تازه باشه غم و تنهایی ما ، به یک اندازه باشه

+ نوشته شده در ساعت توسط یارا |
| ||||||